عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود
گاهی تمام من به تو تبدیل می شود
وقتی به داستان نگاه تو می رسم
یکباره شعر وارد تمثیل می شود
بی شک شبی به پاس غزل های چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل می شود
.
.
الی اخر :)
دم دم های عیده
بوی بهار لابلای هوای سرد زمستون خودشو یه جوری جا میکنه
یه طوری که وقتی داری تو کوچه راه میری یهو یه نسیم بهاری به صورت میشینه و زودی رد میشه ...
لحظه های قشنگیه .. امسال بهترین اتفاق عمرم
کنار تو بودن شد :)
چی ازین بهتر ؟ از 14 شهریور تا الان که 24 اسفنده ، خدا بهم هدیه تولد داد
هدیه ای که تا الان جریان داره ، هست ، در تپش و تکاپوئه ..!
دونفره های دونفره ی دونفرمون
یعنی فقط من و تو و تو ومن و فقط ما دوتا . بی هیچکس
قهر اشتی خنده گریه بغض دلخوشی ، اینا همش نشانه ست ، نشانه ی طراوته
نشانه ی تازگی ، که زندگی در جریانه
عیده و اولین عیدتو خونه ی ما دوتا که میخوایم بشیم 3 تا شایدم بیشتر
خداروچه دیدی ^__^
چند روز دیگه ، امسال پارسال میشه و برگه های تقویم نو می شن
روزای خوب و بد ماهم مثل عدد های تقویم ، خیز بر میدارن و سریع رد میشن
خیلی زود
دلم برا خاطره هامون تنگ شده ...
دیروز داشتم فکر می کردم :((بعضی لحظاتن که خیلیییی خاص اند و هیچوقت تکرا ر نمیشن ))
نه میشه قدرشونو دونست نه هیچی ... اخه هرچقدرم که تو وون زمان ها خوش و شاد باشی، باز وقتی گذشت دلت تنگ میشه براشون اتفاقا اگه قدرشو بدونی و دلت خوش باشه ، بیشتر دلت تنگ میشه ...
مثل همون روز اول
پارک ملت ، تو با بلوز سفید و شلوار کتون مشکی و اون کتونی مشکی هایی که خیلی دوسشون داشتم
من با صندل ساده و روسری طلایی ...
از پشت بوته ها دیدمت و
برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 14:55